فردا اگر از راه نمی آمد،من تا ابد کنار تو میماندم...
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 4:02
نمیدونم این چه حسیه.ولی تا یه حدودی ازت دل کندم.نه اینکه دوست نداشته باشم.فقط دل کندم.یعنی میتونم بذارم بری ناراحتم.ولی نمیگم که برگردی.اگه 1درصد دوسم داشتی نمیرفتی.اونم همچین تایمی که باید باشی. بهت نیاز داشتم ولی شونه خالی کردی ''پرنده خوشبختی در دست کسی می آرامد،که او را در چنگش نگیرد'' شب بخیر +...
صبح بیست شهریور
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 4:02
دیشب تا الان حتی نیم ساعتم نخوابیدم.همش بیدار بودم و تو جام این پهلو به اون پهلو میشدم.مدل کرم خاکی خودمو جمع کردم ولی بازم فایده نداشت.خیلی فکر کردم ولی بازم مثل شبای دیگه لا به لای فکرام خوابم نبرد شب بیخودی بود.از 7صبح اومدم نشستم وسط حال چشمام خسته است سرم درد میکنه تبم دارم.ولی نمیتونم بخوابم.ه...
#تولد_غمگین_من
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 4:02
چی شد؟هیچی.گفتی همیشه تو یادم میمونی.این شد جواب این همه عشقی که بهت دادم به فرض که امشب شب منه.بیا توضیح بده چطوری شاد باشم؟ روز تولدت با دوست پسرت تو کافه نشسته بودی روز تولدم رو تختم زیر پتو گریه میکنم برو بچسب به همونایی که ارزششون بیشتره + نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ساعت 1:58  توسط امیر
نمیدونم
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 16:33
خیلی وقته نیومدم،روزا از دستم دررفته یه روزایی یادم رفت بیام.یه روزایی هم یادم بود ولی نخواستم که بیام بنویسمروزای خوبی نبود بی توجهی،بی توجهی،بی توجهی،... یه روزم خیلی راحت گفتی نمیخوامت ما به هم نمیایم من اذیت میشم برو از زندگیم منم طبق معمول دلم پیشت.به خاطر اون مقاومت کردم که نری آخرشم کلی حرف ب...
پایان روز چهاردهم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
یعنی به شدت اذیتم میکنی خسته شدم اصلا توان بحث کردن باهاتو ندارم خیلی سعی میکنم خوب باشم.انگار برات مهم نیست انقدر اذیتم میکنی تا بالاخره یهو منفجر شم گفتم شاید بیام.قول ندادم اگه نیومدم نباید قهر کنی آخه من همه تلاشمو کردم.حتی غذا نخوردن و هرچی که فکرشو کنی امیدوارم خدا ببینه کارامونو + نوشته شده د...
پایان روز پانزدهم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
اون از قضیه امروز ک میخواستم بزنگم گفتی دخترهمسایه اومده بعدم با تمام بیشعوری یهو آف شدی رفتی نگفتی این اینجا آدمه اینم از الان از 5عصر رفتی استخر 1شبه نیومدی قطعا همه این تایمو استخر نبودی.خر که نیستم حالیمه برام مهم نیست.ب درک هرغلطی میخوای بکن.شک کردم دیگه ب ادامه دادنم.دلمو زده کارات خسته شدم هر...
پایان روز هجدهم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
اصلا نمیدونم چی شد ولی ب کل یادم رفت 2روز رو نیومدم بنویسم سرم شلوغ نبود.یادم رفت همش میری استخر یا خونه ای آن نمیشی.آخر شب میای میگی خسته ای زودم میخوابی این چ زندگیه من دارم واقعا دلم به چی خوش باشه مردم رو میبینم چطوری خوشحالن چطوری دوس دختراشون چسبیدن بهشون پشتشونن حسرت میخورم تو اصلا حسی ب من ن...
پایان روز بیستم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
دیروز بلاکم کردیدیشبم یادم رفت بنویسم.سرگرم مزاحمای آیدیت بودیم امروز دوشنبه است.شنبه قراره بیام هواتو کردم الان گوشیت کیبوردش هنگ بود خوابیدی دوست دارم شب بخیر + نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۳ساعت 0:55 توسط امیر
پایان بیست و یکمین روز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
اتفاق خاصی نیوفتاد گوشیت شکست من مو کوتاه کردم برای اومدنم مرتب باشم چت کردیم گفتی میای فلان دختره هست باهاش گرم نگیری اعصاب پعصاب ندارم آخه خل و چل من جز تو کسیو نمیبینم.کور توام.وگرنه تا الان 100دفعه رفته بودم خوابیدی الان به خودت گفتم قبل خواب الان دوباره بگم؟میدونی دیگه.عاشقتم شب بخیر + نوشته شد...
پایان بیست و دومین روز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
از عصر که داشتی میرفتی خونه و راننده مسافر نبود پیادت کرد جوابمو ندادی نه آن شدی نه جواب اس دادی چرا اعصاب خردیاتو سر من خالی میکنی؟چرا؟من از این فاصله چه تقصیری دارم نمیدونم زخماتو بزن.چیزی نمیگم اهل زخمی کردن و تلافی هم نیستم ولی دلم اگه دیگه پست زد نگو چرا آخر عقل قالب میشه بهش با این کارات دلم د...
پایان بیست و سومین روز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
سومین روزیه که نمیای باهام حرف بزنی.مدام ازم فرار میکنی بهونه های مختلف میاری هیچکدوم نمیتونه قانعم کنه.دلم دیگه به هیچی راضی نمیشه دیگه نمیتونم خوش باور باشم.چون تو باورمو خراب کردی وقتی 1دقیقه برام زمان نمیذاری چجوری باورت کنم؟ میدونم برات مهم نیستم احتمالا اصلا دلت برام تنگ نشده.فقط و فقط قضیه بی...
بیست و نهمین روز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
امروز 5شنبه 12مرداده تو راه برگشتم.دارم میرم خونه شنبه 7مرداد اومدم.زود گذشت.ولی مهم نیست.مهم اینه اومدم و 5شب کنارت بودم.جدایی رو قیچی کردم این چند روز خوب بود امیدوارم تا مهر دعوامون نشه + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۲ساعت 11:26 توسط امیر
پایان سی و سومین روز
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:48
خواستنی ترین دختر زندگیم این چند روز نیومدم بنویسم چون همه چی خوبه و رو روال دیگه دل پری نداشتم بیام اینجا خالی کنم همه چی خوبه.حالم خوبه شبا بدون دعوا و قهر میخوابیم آرامشی اومده ک نبود من آروم شدم دوست دارم زندگی شب بخیر + نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۷ساعت 2:35 توسط امیر
اولین روز بدون تو
-
تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 19:00
امروز اولین روزه.حتی نتونستم راحت بخوابم.تمام مدت تو خوابمم یادم بود ندارمت دیروز بیدار شدم زنگ زدم بهت گفتم دوست دارم.امروز بیدار شدم نمیتونستم بهت زنگ بزنم.نمیتونستم بگم دوست دارم خیلی الکی تنهام گذاشتی بی انصاف.رفیق نیمه راهم بودی من آرزوی 1سالتو برآورده کردم ولی هنوز شب و روزمی خیلی میخوامت.مواظ...